آقای منتقد در انیمیشن رتتویی

نقد بهترین دوست فناوری و مهم‌ترین نیاز محصولات و سرویس‌های جدید

حتما شما هم انیمیشن Ratatouille را دیده‌اید. فارغ از همه جذابیت‌های سینمایی آن هنوز هم به یکی از شخصیت‌های آن فکر می‌کنم.

کسی که اسمش درست و حسابی یادم نیست و همیشه در ذهنم مصداق «آقای منتقد» بود. به رستوران‌ها سر می‌زد و ستون‌نویس روزنامه‌ای بود که آن‌قدر تاثیر داشت که نوشته‌هایش لرزه به اندام رستوران‌دارها بیندازد و در یک جمله پول میگرفت تا نقد کند. فیلم را که کنار بگذاریم می‌بینم آن عنصر هیجان و تکاپوی سازمان‌های وطنی همیشه می‌لنگیده است. کدخدامنشیِ شاید ذاتی ما همیشه باعث شده است تا حتی در میدان رقابت هم همه بالاخره یک جوری برنده باشند و راضی بیایند بیرون. حالا اگر شرکتی نشان عالی فلان داشت آن یکی نشان برتر بهمان دارد، اما همه اولین هستند، همه برتر هستند و در مجموع حال همه ما خوب است.

«دوست من ایراد من را پیش من و دشمنم پشت سرم می‌گوید» را اگر صادقانه و منصفانه کنار بگذاریم می‌بینیم که بازبینی دوره‌ای عملکرد سازمان‌ها و کیفیت محصولات و خدمات‌شان هیچ‌گاه به درستی اتفاق نمی‌افتد. سازمان‌های دولتی عملا خود را بی‌نیاز از چنین چیزی می‌دانند و صِرف جمع و جور کردن چند فاکتور و سربرگ نشان عملکرد فراتر از انتظار آن‌هاست و سازمان‌های خصوصی گاها انقدر بی سر و ته هستند که تفاوت سود دوره مشابه امسال و سال پیششان را نمی‌دانند و یا همین که سودی باشد برایشان کافی است و یا حتی اگر آمار دقیقی داشته باشند ترجیح می‌دهند بین خودشان بماند. این نه تنها برای سازمان‌ها بلکه گاها برای بنیاد‌های خیریه و پروژه‌هایی که Donate می‌شوند نیز صادق است.

شفافیت اطلاعات نقش کلیدی در باز بودن فضای نقد دارد.

شفاف نبودن آمار و ارقام، چنان که برای هر دوره و سال مالیِ شرکت‌های خارجی  قابل مشاهده است یکی از عوامل غیر قابل بازبینی و مورد نقد قرار دادن محصولات و خدمات شرکت‌هاست. اما از یک لایه بیرونی هم امکان انتقاد و بررسی کیفیت محصولات و خدمات سازمان‌های داخلی به سختی فراهم است. نگاه منتقدانه مشتریان و مصرف‌کنندگان نهایی معمولا نادیده گرفته می‌شود و نگاه متخصصانه‌ی منتقدانه هم به عنوان نظرات خصمانه و از روی حسادت دیده می‌شود.

در شرایطی که تولید‌کنندگان محصولات و ارائه‌دهندگان خدمات هزینه و انرژی کافی برای آزمایش محصول و یا خدمت خود صرف نمی‌کنند رشد افراد و یا حتی شرکت‌هایی با ماموریت دیدن محصولات و خدمات از یک زاویه منتقدانه و گزارش آن به تولید‌کننده/ارائه‌دهنده و مصرف‌کنندگان نهایی یک کار سخت و البته طاقت‌فرسا و تهدید‌برانگیز است. شرکت‌های داخلی در بهترین حالت عادت به تولید رپورتاژهایی خودستایانه دارند و به نظر می‌رسد تغییر پارادایم از «نشان بده چقدر خوبیم» به «نشان بده چه کاری برای خوب بودن باید انجام دهیم» نیاز به زمانی طولانی و البته منتقدانی سرسخت در فضایی تخصصی دارد.

شفافیت آماری و ارقامی  و همچنین ارزشمندی نگاه منتقدانه دو کلید اساسی رشد کیفیت خروجی نهایی و علاوه بر آن به وجود آمدن محصولات و خدمات جدید هستند. شاید هر کسب و کار جدیدی از انتقاد بترسد اما بسته نگه داشتن فضای نقد و بررسی تنها به در جا زدن خروجی‌های قدیمی موجود در بازار مصرف منتهی خواهد شد.

فراموش نکنیم چیزهای جدید به دوست نیاز دارند و هیچ دوستی بهتر از منتقد نیست.

The new needs friends

چیز‌های جدید به دوست نیاز دارند، نقد!

چیز‌های جدید به دوست نیاز دارند، نقد!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *